ورود کاربران عضو

شرکت در نظر سنجی

لینک دوستان

×

خطا

"Could not resolve host: query.yahooapis.com" in module "mod_sp_weather"

Cannot get "مرند" woeid in module "mod_sp_weather".

"Could not resolve host: query.yahooapis.com" in module "mod_sp_weather"

"Could not resolve host: query.yahooapis.com" in module "mod_sp_weather"

"Could not resolve host: query.yahooapis.com" in module "mod_sp_weather"

Cannot retrive forecast data in module "mod_sp_weather".

امتیاز کاربران

ستاره غیر فعالستاره غیر فعالستاره غیر فعالستاره غیر فعالستاره غیر فعال
 


اولین برنامه اجرا شده ی کانون کوهنوردی فرهنگیان آراز مرند  بنام مهتاب نوردی و افطاری در کوه سانبران در عصر روز جمعه مورخه۱۴۰۱/۱/۲۶ با تعداد ۸ همنورد بر گزار گردید
شرح اجمالی:
برنامه در ساعت ۷/۱۹دقیقه بعداز ظهر از پای کوه شروع شد و به وقت اذان عصر به غار نزدیک قله رسیدیم  و دوستان بساط افطاری را آماده کرده و مشغول خوردن شدن ،وبعداز یکساعت استراحت دوستان به طرف قله  که حدوا"ده دقیقه فاصله داشت در زیر نور مهتاب الهی  به قله رسیدن و به رسم یادبود چند تصویر یادگاری گرفتند و بعد به طرف پای کوه حرکت کردند و ساعت ۱۱ شب به سلامتی برنامه تمام شدو یاد آوری می‌شود  در این ماه الهی کانون کوهنوردی ،تمرینات کوهپیمایی را بعد از افطاری در روزهاي زوج بر کوه یوموری بر گزار می‌کند

بی تو مهتاب شبی باز هم از آن كوچه گذشتم

همه تن چشم شدم خیره به دنبال تو گشتم

شوق دید‌ار تو لبریز شد از جام وجودم

شدم آن عاشق دیوانه كه بودم

در نهانخانه ی جانم گل یاد تو درخشید

باغ صد خاطره خندید ، عطر صد خاطره پیچید

یادم آمد كه شبی با هم از آن كوچه گذشتیم

پر گشودیم و در آن خلوت دلخواسته گشتیم

ساعتی بر لب آن جوی نشستیم .......


ساعتی بر لب آن جوی نشستیم

تو همه راز جهان ریخته در چشم سیاهت ، من همه محو تماشای نگاهت

آسمان صاف و شب آرام

بخت خندان و زمان رام

خوشه ی ماه فرو ریخته در آب

شاخه ها دست بر آورده به مهتاب

شب و صحرا و گل و سنگ

همه دل داده به آواز شباهنگ

یادم آمد كه تو به من گفتی از این عشق حذر كن

لحظه ای چند بر این آب نظر كن

آب آیینه ی عشق گذران است

تو كه امروز نگاهت به نگاهی نگران است

باش فردا كه دلت باد گران است

تا فراموش كنی چندی از این شهر سفر كن

با تو گفتم حذر از عشق ندانم

سفر از پیش تو هرگز نتوانم ، نتوانم

روز اول كه دل من به تمنّای تو پر زد

چون كبوتر لب بام تو نشستم

تو به من سنگ زدی ، من نرمیدم ، نگسستم

باز گفتم كه تو صیّادی و من آهوی دشتم

تا به دام تو درافتم همه جا گشتم و گشتم

حذر از عشق ندانم سفر از پیش تو هرگز نتوانم نتوانم

اشكی از شاخه فرو ریخت

مرغ شب ناله ی تلخی زد و بگریخت

اشك در چشم تو لرزید

ماه بر عشق تو خندید

یادم آید كه دگر از تو جوابی نشنیدم

پای در دامن اندوه كشیدم ، نگسستم ، نرمیدم

رفت در ظلمت غم آن شب و شب های دگر هم

نگرفتی دگر از عاشق آزرده خبر هم

نكنی دیگر از آن كوچه گذر هم

بی تو امّا به چه حالی من از این كوچه گذشتم

با تشکر از همکاری تمامی عزیزان در بر گزاری هر چه بهتر  این برنامه افطاری و مهتاب نوردی ......
سلیمانپور

 

نوشتن دیدگاه


تصویر امنیتی
تصویر امنیتی جدید

جدیدترین مطالب سایت

مترجم سایت

جستجو در سایت

آمار سایت

2970667
بازدید امروزبازدید امروز1916
بازدید دیروزبازدید دیروز2996
بازدید این هفته بازدید این هفته 7437
بازدید این ماه بازدید این ماه 9844
تعداد کل بازدیدهاتعداد کل بازدیدها2970667