ورود کاربران عضو

شرکت در نظر سنجی

لینک دوستان

×

خطا

"Could not resolve host: query.yahooapis.com" in module "mod_sp_weather"

Cannot get "مرند" woeid in module "mod_sp_weather".

"Could not resolve host: query.yahooapis.com" in module "mod_sp_weather"

"Could not resolve host: query.yahooapis.com" in module "mod_sp_weather"

"Could not resolve host: query.yahooapis.com" in module "mod_sp_weather"

Cannot retrive forecast data in module "mod_sp_weather".

امتیاز کاربران

ستاره غیر فعالستاره غیر فعالستاره غیر فعالستاره غیر فعالستاره غیر فعال
 

تپه Hill :  ارتفاعاتي كه كمتر از 600 متر ارتفاع دارند.

تپه ماهور hilly Area : زمینهایی  پراز پستی و بلندی

کوه Mountain : زمینی که نسبت به پیرامون خود به طور مشخصی بر جسته تر بوده و دارای دامنه های شیب داری باشد . ارتفاع دقیقی برای آن تعریف نشده است ولی معمولا زمین هایی که حدود 600 متر از اطراف خود بلند تر باشند را کوه می نامند. كوه توده اي مرتفع از يك سرزمين كه در منطقه­اي توسط دشت ها يا دره ها احاطه گردد و ارتفاعش بيش از 600 متر باشد.کوه ها به سه شکل به وجود      می آیند :  1- بر اثر چین خوردگی سطح زمین 2- بر اثر فرسایش   3-بر اثر فعالیت های آتشفشانی

دامنه Sidehill : زمین شیبدار؛ بخشی از بدنه کوه.

شيب Slope : هر سطحي كه با افق زاويه ايجاد كند شيب نام دارد.انواع شيب و روش عبور از آنها :

1- شيب خفته(5 الي 25 درجه) : صعود از اينگونه شيب ها مستقيم مي باشد.

2- شيب تند(25 الي 75 درجه) : با صعود زيگزاك از تندي آن مي كاهيم. هر چه شيب تند تر مي شود زاويه بين دوخط زيگزاگ يعني نقاطي از مسير زيگزاگ که تغيير جهت مي دهيم ، کمتر و طول مسير زيگزاگ با توجه به پهناي منطقه مانور بلندتر مي شود.

3- شیب ديواره(75 الي 90 درجه) : عبور از اينگونه شيب ها مستلزم آموختن قوانین سنگنوردي و بكار گيري آنهاست.

4- شیب منفي(90 درجه به بالا) : سخت ترين شيب ها مي باشد كه علاوه بر داشتن اطلاعات و مهارت كافي سنگنوردي داشتن عضلاتي قوي و بدني چالاك لازمه صعود آنهاست.

رخ ، جبهه Face : سمت پر شیب کوه ( معمولا میان دو یال )

سایه سار   : سمتی از کوه یا دره که رو به شمال است (در نیمکره شمالی) و به این دلیل کمتر آفتاب می گیرد و برف آن دیرتر ذوب می شود.

آفتاب رو  : دامنه رو به جنوب (در نیمکره شمالی) که گرمتر از دامنه سایه سار است.

یال Ridge : فصل مشترك دو سينه كش كوه در بالا ترين قسمت را گویند. یالها به خط الراس می رسند و به مهمترین یا مشخص ترین یال کوه ، یال اصلی گویند.

تیغه ، یال لبه قوچی Knife-Edge , Didge : محل تلاقی دو جبهه مختلف کوه که حالتی شبیه به پشت گردن اسب یا پشت ماهی ایجاد می کند.ممکن است خاکی ، سنگی یا برف و یخ باشد

گُرده Arete – Flank : یال هایی که شیب آن ها زیاد بوده و بیشتر از مناطق سنگی و صخره ای تشکیل شده باشد، گُرده نامیده می شود.

کوه شانه ، شانه Shoulder : جلو آمدگی روی یال یا دامنه کوه که حالتی شبیه به شانه یا کتف انسان دارد .

قله Peak Top , Summit : بلندترین نقطه هر کوه یا خط الراس را قله می نامند. ممکن است در بالای برخی از کوه ها دو یا چند قله ي هم ارتفاع وجود داشته باشد . کوه هایی که در راس آنها دو یا چند قله غیر هم ارتفاع وجود دارد؛ قله بلندتر را قله ي اصلی و قله های کوتاهتر را قله های فرعی می نامند.

خط الراس Divide : واژه فارسی معادل آن آب پخشان است و به خط اصلی و بلند ترین یال بین دو قله که محل تقسیم آب باران باشد گفته می شود . خط الراس اصلی محل تقسیم دو حوزه ي آب ریز جداگانه است ، در حالی که خط الراس فرعی با این که محل تقسیم آب است ، اما آب های سرازیر شده از هر دو قسمت آن به یک حوضه ي آب ریز ریخته می شوند.به عبارت دیگر خط الراس   فصل مشترك دو دامنه وقتي يكديگر را در بالا قطع مي كنند و محل تقسيم آب باران است

گردنه Pass : پایین ترین نقطه تماس بین خط الراس های دو کوه یا کوتاهترين نقطه بين دو قله متوالي را گردنه می نامند . در دو طرف گردنه معمولا دو دره از طرفین کوه سرازیر می شوند ، در نتیجه گردنه شکلی شبیه به زین اسب دارد.

زنجیره کوه Chain : مجموعه ای کوه که معمولاً روی یک خط الراس قرار دارد و بخشی از یک خط الراس سراسری و بزرگتر است . مانند زنجیره یا مجموعه کوههای تخت سلیمان در رشته کوه البرز.

رشته کوه Range : یالی طولانی شامل قله های بلند متعدد که ممکن است گردنه هایی عمیق آنها را از یکدیگر جدا کند . واژه range برای رشته های بزرگ و واژه chain برای یک مجموعه کوچک تر.

خط القعر یا دره Valley Line : فصل مشترك دو سينه كش كوه در پايين یا ژرف ترین نقاط بستر یک رودخانه را دره يا خط القعر مي ناميم. دره معمولاً بر اثر جریان آب ( دائمی یا موقت ) بوجود می آید به همین علت در آنها رودخانه های دائمی یا فصلی در جریان است. دره های جوان معمولا تنگ و دارای کناره های پر شیب (مقطع v شکل) هستند اما دره های پیر پهن و دارای کناره های کم شیب هستند.

تنگ ، دربند Gorge : دره باریک و عمیق با دیواره های پر شیب.

گلو گاه Gorge , Pharynx : تنگ ترین مقطع دره

تختی Plan : بخش صاف در کف دره های عمیق کوهستانی

پیش راه ،  پیش راهپیمایی    : راهپیمایی اولیه برای نزدیک شدن به هدف؛ راهپیمایی برای رسیدن به جایی که صعود جدی (معمولا با طناب) آغاز می شود.

کوه گرد Fell walker : کسی که به پیاده روی در دامنه های کم ارتفاع می پردازد.

کوهپیمایی TRACKING : پیمایش کوهها و قله ها بصورت های گوناگون ، از راهپیمایی تا سنگنوردی و حرکت در مناطق برفی و رودخانه نوردی  و صعود قله های بلند . در هر صورت کوهپیمایی وکوهنوردی برای آن دسته از فعالیت هایی بکار می رود که تا حدودی مستلزم کاربرد فن و مهارت واستفاده گاهگاهی از ابزارفنی است .

کوهنوردی Alpinisme : در زبان فرانسوی به معنای« کوه روی » یا کوهنوردی به معنای اعم ، و در انگلیسی بیشتر به معنای کوهنوردی در ارتفاعات بالا- توام با کار یخ و برف- است. کوهنوردی جدی یا هیمالیانوردی.

فرود Abseil : پایین آمدن از شیب های تند با طناب.

صعود Ascent : بالاروی تا قله یک کوه ، بالا رفتن از یک دیواره و مانند آن.

صعود همزمان Alpine fashion : حرکت همزمان دو کوهنورد در شیب های نسبتاً ساده مثلا در برف نوردی.

صعود پی در پی Chain climbing : صعود چند قله به دنبال یکدیگر و بدون وقفه روی یک خط الراس یا جدا از هم که در سالهای اخیر مورد توجه بسیار قرار گرفته است .

روش سبک بار Alpine style : به آن روش آلپی هم گفته اند. صعود به قله های بلند با یک حمله ، یعنی با یک حرکت ممتد از پای کار و بدون برگشت به پایین برای تجدید قوا و وسایل، و بدون کارگذاری طناب یا کارگاه ثابت.

روش محاصره ای Siege style : روش صعود یک قله یا دیواره با رفت و برگشت های متعدد روی مسیر و کار گذاشتن طناب ثابت و چادر در فواصل مختلف.

تراورس Traverse : معنای تحت الفظی آن میانبر است اما تراورس یک کوه بدین مفهوم است که قله را از یک سمت صعود کرده و از سمت دیگر فرود آییم . غالباً تراورس یک قله را برجسته ترین اقدام روی یک کوه می دانند که از آن رضایت خاطری عمیق به انجام دهندگان آن دست می دهد. در صورتی که در زمان صعود یک کوه برای عبور از موانع به سمت راست یا چپ تغییر جهت دهیم (عبور عرضی در کوه) آنرا تراورس مسیر صعود گویند. هنگام تراورس می توان از بغل پا استفاده کرد البته باید توجه داشت این نوع حرکت فشار زیادی به پا خصوص عضلات آورده و برای مدت زیادی نمی توان از آن استفاده کرد .

شناسایی Reconnaissance : برنامه کوهنوردی یا منطقه گردی با هدف بررسی امکان صعود یا مسیریابی.

بارگاه ، چادرگاه Camp : محل اقامت و قرار دادن وسایل در یک برنامه کوهنوردی بزرگ.

پایگاه Base camp : نخستین بارگاه که در پایین کوه برقرار می شود و معمولاً بزرگترین بارگاه و محل تدارکات رسانی برای بارگاه یا چادر های بالا تر است.

جانپناه Bivouac hut : پناهگاه کوچک، پناهگاه اضطراری . محلی برای شب مانی و استراحت بدون امکانات آب و وسایل راحتی.

شب زده be knighted : گروه یا فردی که ضمن صعود یا بازگشت به شب برخورد می کند و مجبور به شب مانی می شوند در مقابل آن شب مانی با برنامه است .

شب مانی Bivouac : گذراندن شب در فضای باز کوهستان یا در یک غار برفی یا در یک کیسه خواب

میسر یابی route finding : فن پیدا کردن راه صعود در کوه یا روی صخره ها می باشد و از اساسی ترین فنون کوهنوردی بشمار می رود.

مسیر نما topo : مخفف topographic picture  عکس کوه یا صخره که روی آن مسیرها مشخص شده اند.

پاکوب   : راهی که در کوه بر اثر تکرار حرکت کوهنوردان درست شده است. کوهها و ارتفاعات ايران دارای مسیر هایی است که عمومأ بر اثر تردد زياد كوهنوردان ایجاد شده و به آنها پاكوب یا مالرو می گویند که عموما داراي شيب مناسبي نيز هستند كه بهترين مسير براي صعود به قلل مي باشند.

مسیر سنگی rock climb : مسیری بر یک صخره که صعود آن نیاز به طناب و کاربرد مهارتهای ویژه دارد

مانع سنگی barre rocheuse : صخره یا توده سنگی پرشیب که معمولا ضمن پیش راهپیمایی با آنها برخورد می شود و دستیابی به بخشهای بالایی کوهستان را دشوار می سازد.

سنگ پیمایی scrambling : با دست و پا بالا رفتن . صعود صخره های شکسته و ساده که معمولا نیاز در آن نیاز به استفده از طناب نیست.

شتر سواری   : روش صعودی که در آن فرد پاهای خود را در دو سوی گرده یا یال بارک گذاشته و با کمک رانهاو دستها به جلو می رود.

سنگ کوتاه (Rock)    : سنگهاي بزرگ و يكپارچه ؛ تخته سنگهايي كه داراي شيب تند بوده و كمتر از يك طول طناب ارتفاع دارند.

دیواره (Wall )   : دیواره یا پرتگاه به صخره کاملا عمودی و صاف که دارای سنگ های یک پارچه با شیب زیاد بوده و برای صعود به آن به بیش از یک طول طناب نیاز باشد می گویند.

کلاهک overhang : سطح سنگ یا یخی خیلی وسیع با شیب بیش از 90 درجه ( شیب منفی) .

طاق ، سقف roof : چنانچه کلاهک کاملا با زمین موازی و بصورت 180 درجه باشد کلاهک کامل یا سقف خوانده می شود و حالتی شبیه به سقف یک اطاق پیدا دارد .

طاقچه ledge : محل تخت روی دیواره ، جایی که می توان روی آن ایستاد.

بزرو gangway : طاقچه شیبدار در عرض یک سطح سنگی . اگر شیب آن به سمت بیرون باشد یا دیواره بالای آن شیب منفی داشته باشد رد کردن آن بسار دشوار است .بزرو ها رامیتوان با قرار دادن یک دست و یک پا روی آن و خزیدن به بالا صعود کرد.

گیره hold : بر جستگی و فرورفتگی های سنگ که با گرفتن آنها یا پا گذاشتن روی آنها از سنگ بالا می روند.

شکاف   : شکاف ها بسته به اندازه ، دارای نامهای مختلفی هستند. که به ترتیب اندازه : انگشتی، دستی، مشتی، بدنی، تنوره

معبر، دهلیز   : مجرا و بریدگی های روی دیواره ها هستند.

تنوره chimney : بریدگی در یک صخره که پهن تر از شکاف و بارکتر از دهلیز است(یک انسان درو آن جا شود)

پاگستری bridging : باز کردن پاها و دست ها و فشار دادن آنها به دیواره دو سوی تنوره یا دو سطحی ها برای بالا رفتن.

منقار سنگی ، برج سنگی ، سوزنی یا شاخک    : سنگی که بصورت برجسته از صخره بیرون زده باشد و با دیواره موازی باشد منقار سنگی نامیده می شود اگر این سنگ برجسته اندازه بزرگی داشته باشد سوزنی یا شاخک و اگر اندازه آن خیلی بزرگ باشد مثلا حدود 50 متر برج سنگی ( pinnacle)( ستون سنگی که در بخشهای بالایی باریک می شود) نامیده می شود

دماغه nose : لبه برآمده و کم وبیش عمود سنگ شبیه جرز دیوار . ممکن است فقط چند متر و یا صدها متر ارتفاع داشته باشد (مانند دماغه ال کاپیتان) سنگ-گوه ای که از تنوره بیرون زده و حالتی شبیه به یک لوله توپ پیدا کرده.

باد پناه leeward : سمتی از یال یا کوه که در مقابل وزش باد نیست ( مقابل آن باد گیر windward)

واریزه scree : توده سست سنگ و شن در دامنه کوه یا درون دهلیزها ؛ که به آنها شن اسکی هم می گویند. این شیب ها دارای منبع شنی نرم بوده و پا درون آن فرو می رود. معمولا پایین آمدن از این شیب ها ساده است ولی بالا رفتن از آنها بسیار خسته کننده و باید تا حد امکان از صعود در این اجتناب نماييد چرا که با صرف انرژي زياد مسافت کمي را خواهيد پيمود . در اين جور مکان ها بايد جايي را انتخاب کرد تا شخص به عقب ليز نخورد، هنگام پايين آمدن از اين نوع سطوح بايد گام ها سریع و بدون مکث باشد، بصورتی که ابتدا پاشنه وارد شن شود

تختگاه plateau : قسمت صاف روی دامنه یا کمرکش کوه

چاک rift : دالان با دیواره های موازی و مستقیم

سنگ چین ،منار cairn : توده سنگ که برای مشخص کردن راه یا قله روی هم چیده شده اند.

گدار  : کم عمق ترین جای رود محل مناسب برای عبور از آب (با کفش و زاویه 45 درجه) استفاده از طناب در صورت جریان تند.

تنداب rapid : بخشی از رودخانه که دارای شیب تند و ناگهانی است . رودخانه های زیرزمینی (در غارها) نیز ممکن است دارای تندآب باشد .

کارگاه ، نقطه حمایت belay point : محلی که نفر حمایت کننده از آنجا شخص صعود کننده را حمایت می کند.

فرود آزاد free abseil : فرود از بالای یک کلاهک بصورتی که بدن در فضا معلق می شود.

آمفی تئاتر amphitheatre : اصطلاحی که در بریتانیا بکار می رود و به چال کوچکی اطلاق می شود که گرداگرد آن می توان سنگنوردی کرد.

منابع:

_سایت رسمی فدراسیون کوهنوردی و صعودهای ورزشی اسلامی

_وبلاگ آوای کوهستان

_ وبلاگ گروه کوهنوردی گیلانا

_ سایت انجمن کوهنوردان ایران

نوشتن دیدگاه


تصویر امنیتی
تصویر امنیتی جدید

مترجم سایت

جستجو در سایت

آمار سایت

1276710
بازدید امروزبازدید امروز1154
بازدید دیروزبازدید دیروز968
بازدید این هفته بازدید این هفته 7740
بازدید این ماه بازدید این ماه 26663
تعداد کل بازدیدهاتعداد کل بازدیدها1276710