ورود کاربران عضو

شرکت در نظر سنجی

لینک دوستان

×

خطا

"Could not resolve host: query.yahooapis.com" in module "mod_sp_weather"

Cannot get "مرند" woeid in module "mod_sp_weather".

"Could not resolve host: query.yahooapis.com" in module "mod_sp_weather"

"Could not resolve host: query.yahooapis.com" in module "mod_sp_weather"

"Could not resolve host: query.yahooapis.com" in module "mod_sp_weather"

Cannot retrive forecast data in module "mod_sp_weather".

امتیاز کاربران

ستاره غیر فعالستاره غیر فعالستاره غیر فعالستاره غیر فعالستاره غیر فعال
 

ارتباط مصرف غذاهای سرخ شده و نارسایی قلبی :

یک مطالعه جدید نشان داده است که هرچه بیشتر از غذاهای سرخ کرده استفاده کنید احتمال بروز نارسایی قلبی هم در شما بیشتر میشود و به همین علت عاقلانه است تا استفاده خود از غذاهای سرخ شده را به حداقل برسانیم. در نارسایی قلبی این عضو نمیتواند خون را به اندازه کافی به سراسر بدن پمپ کند و علائمی مانند خستگی و تنگی نفس ایجاد میشود. انجمن قلب امریکا میگوید نارسایی قلبی یکی از شایعترین علل مراجعه افراد بالای 65 ساله به بیمارستان ها است. در این مطالعه دیده شد که در افرادی که در هفته 3-1 وعده غذای سرخ شده مصرف میکنند احتمال بروز نارسایی قلبی 18 درصد افزایش پیدا میکند و در آنها که هفته ای 6-4 بار غذای سرخ شده میخورند این ریسک به 25 درصد رسیده و در کسانی که در هفته بیش از 7 وعده غذای سرخ شده مصرف میکنند احتمال بروز نارسایی قلبی 68 درصد بیش از افراد عادی است. این مطالعه بر روی 15300 پزشک و بررسی عادات غذایی آنها و بروز نارسایی قلبی در ایشان صورت گرفته است. محققان میگویند بررسی های قبلی انرتباط مصرف غذاهای سرخ شده و بروز دیابت نوع دو، چاقی و افزایش فشار خون را نشان داده است. همه این مشکلات میتوانند زمینه را برای بروز نارسایی قلبی فراهم کنند. پس متخصصین میگویند سیب زمینی سرخ شده، ماهی سرخ شده و مرغ سرخ شده و هر غذای دیگری را که در روغن سرخ شده است را هرچه کمتر مصرف کنید بیشتر به قلب خود کمک کرده اید. محققین میگویند آنها که بیشتر غذای سرخ شد مصرف میکنند دیگر عادات غذایی ناسالم تری هم دارند بطور مثال بیشتر از گوشت قرمز یا غذاهای آماده استفاده میکنند و سبزی و میوه کمتر مصرف میکنند.

فرایند پیری حاصل و زائیده تفکرات است و از ذهن ما سرچشمه می گیرد:

تا مدتی پیش بر این تصور بودند که پیری امری کاملا طبیعی است و گریز از آن امکان پذیر نیست ولی امروزه با تحقیقات صورت گرفته متوجه شدند که فرایند پیری حاصل و زائیده تفکرات است و از ذهن ما سرچشمه می گیرد در واقع سن بیولوژیک افراداصلا اهمیت ندارد و با فعال کردن فاکتورهای جوانی به راحتی می توان سن بیولوژیک را به تعویق انداخت و فرایند پیری را متوقف کند. در تحقیقات صورت گرفته متوجه شدند قبیله ای در امریکا وجود دارد که برای افراد قبیله سنی تعیین نشده بطوریکه به هنگام تولد افراد قبیله، درختی با آنها کاشته می شود و سن هرفرد بر اساس سن درخت تعیین می شود و برای پی بردن به سن خود می بایست به سن درخت پی ببرند. از انجایی که افراد این قبیله با کلمه سن و فرایند پیری نامانوس هستند و چنین کلمه ای برای انها تعریف نشده لذا ذهن آنها هیچ تصویری از پیری ندارد. در واقع ذهن این افراد برای پیری برنامه ریزی نشده است. ازاینرو تمامی افراد قبیله دارای سن بیولوژیک بالایی هستند ولی از نظر فیزیکی و ظاهری دچار پیری نشده اند. تحقیق دیگری در دانشگاه MIU بر روی 850 نفر از مردان و زنان پیر انجام گرفته در این تحقیق، این افراد را ساکن جزیره ای دور افتاده کردند تا به دور از تکنولوژی امروز باشند. آن جزیره را مجهز به امکانات 60 -70 سال قبل کردند بطوریکه کلیه امکانات موجود در این جزیره در سن 12-13 سالگی انها فراهم بود،امکاناتی از قبیل نوع پوشاک، وسیله ارتباط جمعی، نوع غذا، نوع موسیقی، نوع تفریحات و نوع مسکن و بافت شهر و … چندین ماه این افراد به همین منوال در جزیره زندگی کردند و زمان برای انان 60-70سال به عقب بازگشت. جالب اینجاست که پس از گذشت چند ماه پیرمردان و پیرزنان به زمان بلوغ خود بازگشتند و علائم بلوغ از خود نشان دادند، چرا که ذهن این افراد باور کرد که در زمان جوانی خود به سر می برند‌. لذا طبق تحقیقات فوق به این نتیجه رسیدند که فرایندی به نام پیری وجود ندارد‌. با توجه به مطالب فوق می توان به این مطلب اذعان داشت که فرایند پیری تنها زائیده تفکرات ماست و در واقع برنامه ای است که ما مکررا به ذهن القاء می کنیم و در نتیجه این القائات، می بایست انتظار فرایند پیری را هم داشته باشیم. از این رو کافی است با فعال کردن فاکتورهای جوانی باعث متوقف شدن پروسه پیری شویم. برای این منظور 5 راه وجود دارد: _یکی از راه ها انجام یوگا ومراقبه است. فردی که 5 سال مراقبه انجام دهد 5 سال جوانتر و مراقبه بیش از 5 سال، 12 سال جوانی به همراه دارد و اگر ادامه یاید روند پیری متوقف می شود و روند معکوس رخ می دهد بطوری که وقتی به عرصه اگاهی می رسید شیمی بدن تغییر می کند و جوان می شوید. _ روش دیگر کم کردن استرس است. برای این منظور همیشه با خود فکر کنید این نیز بگذرد، چرا که هیچ غمی پایدار نیست و خواهد گذشت. _برای فعال کردن فاکتور جوانی آن طور که دوست دارید زندگی کنید یعنی زمانی از روز را به خود اختصاص دهید و به مرور این زمان را افزایش دهید‌. _ راه دیگر این است که از کارهایی که انجام می دهید لذت ببرید به عنوان مثال حتی از خوردن چای، وظایف را تیدیل به لذت کنید. _روش اخر یادداشت کردن خاطرات خوش و تجسم آن هاست. با این کار سن بیولوژیک پایین خواهد امد. چرا با تجسم خاطرات خوش، والیوم و اندروفین در بدن ترشح می شود.

آسم هنگام ورزش چیست؟

آسم ناشی از ورزش آسمی است که به وسیله ورزش شدید یا طولانی و کار سخت فیزیکی تحریک می‌شود. بیشتر افرادی که آسم مزمن دارند، نشانه های آسم را در طول ورزش تجربه می‌کنند. با این حال افراد متعددی بدون آسم مزمن وجود دارند که تنها در طول ورزش به نشانه ها دچار می‌شوند. چرا ورزش موجب بروز آسم می‌شود؟ در طول تنفس طبیعی هوایی که به درون می‌کشیم، نخست توسط مجراهای بینی گرم و مرطوب می‌شود. چون افراد در هنگام ورزش بیشتر از طریق دهان خود تنفس می‌کنند، هوای سردتر و خشک‌تر را استنشاق می‌کنند. در آسم ناشی از ورزش بندهای عضله‌ی اطراف راه های تنفسی به این تغییرات در دما و رطوبت حساس هستند و با انقباض واکنش نشان می‌دهند که راه تنفسی را تنگ می‌کند. این به نشانه های آسم ناشی از ورزش منتهی می‌شود که شامل: • سرفه همراه با آسم • سفتی قفسه سینه • خس خس سینه • خستگی غیرمعمول هنگام ورزش • کوتاهی تنفس هنگام ورزش نشانه های آسم ناشی از ورزش معمولا به فاصله 5 تا 20 دقیقه پس از شروع ورزش یا 5 تا 10 دقیقه پس از قطع ورزش کوتاه آغاز می‌شود. اگر با ورزش هر یک از این نشانه ها را تجربه می‌کنید، پزشک را آگاه کنید. آیا اگر آسم دارم باید از ورزش دوری کنم؟ خیر؛ نباید به خاطر آسم ناشی از ورزش از فعالیت جسمی دوری کنید. مراحلی وجود دارد که می‌توانید برای پیش‌گیری از نشانه های آسم طی کنید که به شما اجازه می‌دهد فعالیت جسمی طبیعی خود را حفظ کنید. در واقع بسیاری از ورزشکاران- حتی ورزشکاران المپیک- با وجود ابتلا به آسم،به رقابت می‌پردازند. آیا آسم ناشی از ورزش قابل پیش‌گیری است؟ بله؛ اگر پیش از ورزش از دستگاه های استنشاقی یا برونکودیلاتورها استفاده کنید، می‌توانید نشانه های آسم ناشی از ورزش را کنترل و از آن پیش‌گیری کنید. داروهای مناسب‌تر برای آسم آگونیست های بتا2 با اثر کوتاه‌مدت مانند آلبیوترول هستند. این داروها اگر 10 دقیقه پیش از ورزش مصرف شوند، می‌توانند از انقباض راه های تنفسی پیش‌گیری کرده و به کنترل آسم ناشی از ورزش کمک کنند. دیگر داروی آسم که ممکن است در صورت مصرف پیش از ورزش مفید باشد، سدیم کرومولین استنشاقی است. که 15 تا 20 دقیقه پیش از ورزش مصرف می‌شوند. بطور کلی داشتن کنترل مناسب روی آسم به پیش‌گیری از نشانه های آسم ناشی از ورزش کمک می‌کند. داروهایی که ممکن است بخشی از روند مدیریت روزمره آسم باشند شامل: کورتیکواستروئیدهای استنشاقی هستند. در برخی موارد ممکن است یک آگونیست بتا2 با اثر بلندمدت به برنامه درمانی اضافه شود. علاوه بر مصرف داروها، گرم کردن پیش از ورزش و سرد کردن پس از ورزش می‌تواند به پیش‌گیری از آسم کمک کند. در مورد آنهایی که هم حساسیت و هم آسم دارند، در روزهایی که شمار گرده ها بالا است یا زمانی که دمای هوا به شدت پایین است و میزان آلودگی هوا زیاد است، باید ورزش محدود شود. عفونت ها می‌توانند آسم را ایجاد کنند.سرماخوردگی ها، آنفولانزا و سینوزیت نشانه های آسم را افزایش دهند. بنابراین بهترین کار آن است که هنگامی که بیمار هستید ورزش را محدود کنید. بهترین ورزش ها برای فرد مبتلا به آسم چیست؟ برای افرادی که آسم ناشی از ورزش دارند، برخی فعالیت ها بهتر از فعالیت های دیگر است. افراد با آسم ناشی از ورزش فعالیت هایی که شامل دوره های کوتاه و متناوب تلاش سخت هستند مانند والیبال، ژیمناستیک، بیسبال، پیاده‌روی و کشتی را معمولا به خوبی تحمل می‌کنند. این افراد فعالیت هایی را که مستلزم دوره های طولانی تلاش سخت هستند مانند فوتبال، دویدن مسافت ها، بسکتبال و هاکی روی چمن و ورزش های زمستانی مثل هاکی روی یخ، اسکی صحرایی و اسکیت روی یخ را کمتر تحمل می‌کنند. با این حال بسیاری از افراد مبتلا به آسم قادر هستند بطور کامل در این فعالیت ها شرکت کنند. افرادی که آسم دارند، شنا را که یک ورزش کاملا استقامتی است بهتر تحمل می‌کنند. زیرا معمولا در محیطی با هوای گرم و مرطوب انجام می‌شود . ورزش کردن حتی با وجود آسم برای حفظ سبک زندگی فعال و سلامت جسمی و روانی مهم است. شما باید قادر باشید فعالانه در ورزش ها و فعالیت ها شرکت کنید.

چه نوع لباسی در کوهستان بپوشیم :

پوشیدن لباس را می‌توان به ۴ دسته تقسیم کرد. ۲ دسته از آن پوشاک اولیه که به شرایط آب و هوایی بستگی دارد و یک دسته از آن پوشاک ثانویه که پوشاک اضافی و ضروری به حساب می‌آیند. لباس‌های ثانویه را باید در هر شرایطی به همراه داشت. این نوع لباس پوشیدن به قدرت و توانایی فرد و در چه فصلی و به چه ارتفاعی رفتن بستگی دارد. کوهنوردی در هوای گرم زیرپوش نخی، تیشرت آستین‌دار، شلوار کتان. همیشه دو عدد تیشرت به همراه داشته باشید که در صورت عرق کردن، خیس شدن آن را عوض کنید. کوهنوردی در هوای خنک زیرپوش نخی، تیشرت آستین‌دار، شلوار کتان. همیشه دو عدد تیشرت به همراه داشته باشید که در صورت عرق کردن، خیس شدن آن را عوض کنید + گتر کوتاه (شن‌اسکی و گلی) + پانچو (بارش ناگهانی باران) + یک سری البسه اضافی که برای مثال داشتن بادگیر و شلوار دو پوش که از جنس شمعی یا پلی‌استر است برای تمام فصول مناسب است. کوهنوردی در هوای کمی سرد بلوز استرچ، شلوار استرچ، پیراهن و شلوار پلار معمولی، کلاه پلار، دستکش بافتنی پشمی یا پلار و جوراب بافتنی پشمی یادآوری گتر بلند + پانچو (بارش ناگهانی باران و برف) + یک سری البسه اضافی کوهنوردی در هوای سرد بلوز استرچ، شلوار استرچ، پیراهن و شلوار پلار، کاپشن گورتکس و شلوار گورتکس، کلاه پلار، دستکش استرج و پشمی یا پلار و گورتکس، جوراب بافتتنی پشمی یا حوله‌ای یادآوری در صورت داشتن کفش دوپوش و … باید جوراب مخصوص همان کفش و تولید همان شرکتی که این کفش را ساخته است تهیه کرد + کیسه بیواک + گتر بلند + یک سری البسه اضافی. کوهنوردی در هوای طوفانی بلوز استرچ، شلوار استرچ، پیراهن و شلوار پلار، کاپشن گورتکس پر و شلوار گورتکس پر، کلاه توفان، دستکش استرج و پشمی یا پلار و گورتکس، جوراب بافتتنی پشمی یا حوله ای و ...

طبیعت #درمانی چیست؟

طبیعت درمانی، روشی مبتنی بر درمان‌های طبیعی موجود در پیرامون ما همانند نور خورشید، هوا، آب، رژیم غذایی و به طور کلی نیروی شفابخش طبیعت است. این روش درمانی در دهه‌های اخیر مورد توجه بسیاری از پژوهشگران قرار گرفته است. کی از تفاوت‌های اصلی سبک زندگی انسان امروزی با گذشته فاصله روزافزون او با طبیعت است که علت اصلی آن پدیده شهرنشینی است. از دوران گذشته تا کنون هر گاه فردی دچار بیماری یا افت روحی می‌شود، تجویز پزشکان به عنوان یکی از روش‌های درمانی، انتقال فرد به مکانی آرام و یا ساحلی و دور از هیاهوی شهر بوده است. محبوبیت مکان‌های تفریحی چون پارک، کمپینگ، محدوده‌های شهری و حتی پیاده‌روی در فضاهای سبز اطراف شهر برای آزادسازی فکر گواهی است بر این که طبیعت غوغا و التهاب درون را آرام می‌کند. دانشمندان اخیرا از تجویز ساده پیاده‌روی و گردش فراتر رفته‌ و به مطالعه گسترده نیروی شفابخش طبیعت پرداخته‌اند. ما در مقایسه با نیاکان‌مان، از طبیعت فاصله بسیار زیادی گرفته‌ایم. ۵۰ درصد مردم در فضاهای شهری زندگی می‌کنند و این رقم تا سال ۲۰۵۰ به ۷۰ درصد افزایش خواهد یافت. ازدیاد شهرنشینی نسبت مستقیمی با افزایش بیمار‌های روحی، به ویژه اضطراب و افسردگی دارد. بر اساس پژوهش‌های دو دهه اخیر افرادی که درمناطق روستایی رشد و نمو می‌کنند واکنش‌های استرسی کم‌تری دارند. حضور در طبیعت و فضای سبز تاثیر مثبتی بر تندرستی و سلامتی دارد. چشم‌اندازها و آواهای طبیعت موجب کاهش استرس در افرادی می‌‌شود که در معرض محرک‌های منفی قرار دارند. پژوهش‌های گسترده‌ در زمینه سلامت روحی و فضای سبز ارتباط چشمگیری بین دسترسی به طبیعت و کاهش میزان افسردگی، اضراب و استرس را نشان می‌دهند. طبیعت چگونه بر انسان تاثیر می‌گذارد؟ دکتر جفری براتمن، یکی از اعضای گروه پژوهشی دانشگاه استنفورد آمریکا در پروژه‌ای تحقیقی روی یک گروه کوچک از داوطلبانی که از سلامت برخوردار بودند، از آنها خواست برای یک پیاده‌روی به طول ۵ کیلومتر به مناطق نزدیک خلیج سانفرانسیسکو بروند. نیمی از این گروه به موازات خیابان‌های پر رفت‌ و‌آمد و نیمی دیگر در مناطق خوش‌ منظره و با چشم ‌اندازهای زیبای کوهستانی پیاده‌روی کردند. افرادی که در دل طبیعت پیاده‌ روی کرده بودند، پس از طی ۵ کیلومتر اضطراب ، دل‌ نگرانی و احساسات منفی کمتری داشتند و عملکرد بهتری در آزمون‌های شناختی در مقایسه با افرادی که در خیابان‌های پرهیاهو پیاده‌روی کرده بودند، از خود نشان دادند. همین محققان در پژوهش‌های بعدی از مغز دو گروه افراد سالم که به مدت ۹۰ دقیقه در مناطق شهری و نیز روستایی پیاده روی کرده بودند ام‌آرآی گرفتند تا جریان خون مغز آنها را اندازه‌گیری کنند. افرادی که در طبیعت پیاده‌روی کرده ‌بودند فعالیت ‌کم‌تری در قشر زیرین فرونتال مغز نشان داده بودند. این بخش از مغز کنترل نشخوار فکری را به عهده دارد، مشکلی که افراد مبتلا به افسردگی یا اختلال اضطرابی به آن دچار هستند. پژوهشگران ژاپنی از مدت‌ها پیش به تحقیق روی جنگل درمانی برای مقابله با ناراحتی‌های جسمی و روحی پرداخته‌اند و کارکرد مغز افرادی را که در معرض طبیعت هستند بررسی می‌کنند. تحقیقات این پژوهشگران نشان داده است که میزان افسردگی در افرادی که ارتباط کمتری با طبیعت دارند بسیار بالاتر و فعالیت قشر اربیتال فرونتال مغز در این افراد کمتر است. به نظر می‌رسد در دنیایی که مغز بیش از حد درگیر کار، فکر و نگرانی است، حضور در طبیعت باعث آرامش ذهن می‌شود و تاثیرات مثبت بسیاری بر عملکرد آن می‌گذارد. فضاهای سبز ممکن است به سلامت روانی انسان‌ها کمک کند. بنابراین تلاش در حفاظت از طبیعت برای نسل‌های آتی یک ضرورت ملی است.

نوشتن دیدگاه


تصویر امنیتی
تصویر امنیتی جدید

مترجم سایت

جستجو در سایت

آمار سایت

1276658
بازدید امروزبازدید امروز1102
بازدید دیروزبازدید دیروز968
بازدید این هفته بازدید این هفته 7688
بازدید این ماه بازدید این ماه 26611
تعداد کل بازدیدهاتعداد کل بازدیدها1276658