ورود کاربران عضو

شرکت در نظر سنجی

لینک دوستان

گلگشت
سلسله جبال میشوو مرند
ارتفاع 3330متری کم کی 94/6/27
صعود زمستانی بهمن 93
صعود زمستانی بانوان بهمن 93بر میشوو مرند
قله فلک میشوو
گلهای زیبای بهاری منطقه نور آباد مرند
29 آبانماه قله فلح میشوو مرند
29 آبانماه قله فلح میشوو مرند
سلسله میشوو مرند 22آبانماه 94
شب ما نی زمستنا نی در قله میشوو
صعود سراسری پانزدهم بهمن 95
صعود سراسری پانزدهم بهمن سال 95
قله کمتال 96/2/15
صعود زمستانی سال 95 با تیم نقده
قله شهيدان مرند اخرين چهاشنبه سال 96
زمستان سال 95 قله میشو مرند
مردادماه سال 97 ساوالان
ساوالان در دهم مرداد سال 97
صعود به قله بزغوش سراب در تیر ماه سال 97
صعود سراسری برقله سانبران مرند
شب مانی در قشلاق ارسباران مهر 97
جنگل قشلاق ارامنه ارسباران
طبیعت زیبای قشلاق ارامنه
28 مهرماه سال 97 قله گوی زنگی
قشلاق ارامنه ارسباران
×

خطا

"Could not resolve host: query.yahooapis.com" in module "mod_sp_weather"

Cannot get "مرند" woeid in module "mod_sp_weather".

"Could not resolve host: query.yahooapis.com" in module "mod_sp_weather"

"Could not resolve host: query.yahooapis.com" in module "mod_sp_weather"

"Could not resolve host: query.yahooapis.com" in module "mod_sp_weather"

Cannot retrive forecast data in module "mod_sp_weather".

امتیاز کاربران

ستاره غیر فعالستاره غیر فعالستاره غیر فعالستاره غیر فعالستاره غیر فعال
 

خطرات نقاب برفی :

نقابهای برفی برای کوهنوردان خیلی خطرناک است اگر روی آن راه بروند و یا از زیر نقاب حرکت کنند ( احتمال ریزش نقاب برفی ) خطر نقاب های برفی دائم تنها در تابستان است که حتی بدون بودن کونورد در محل بسیار کم امکان ریزش ان وجود دارد ولی احتمال خطر ریزش نقابهای زمستانی بدلیل سست بودنشان و تحت تاثیر باد و حرارت ( آب شدن ) زیاد است.
هنگامیکه بر اثر حرارت از ارتفاع نقاب کم می شود، تشخیص آن از شیب رو به باد کم شده امکان رفتن کوهنورد بر روی آن زیاد است.
کونوردان باید متوجه باشند که نقاب فقط از نوک آن ریزش نمی کند بلکه مقداری عقب تر از نوک نقاب واقع شده و تیره تر از سایر نقاط نقاب است ریزش نقاب برفی در زمستان یا پس از بارش برف تازه سقوط بهمن را موجب می گردد.
افرادی که از کشته شدن کوهنوردان معروفی همچون هرمن بهل- فرتیس کاسپارک و غیره به علت سقوط نقاب مطلعند خطرات لاینفک آن را دست کم نگرفته و آنرا رعایت می کنند.
بستن افراد گروه به وسیله طناب با فواصل معین از یکدیگر دارای اهمیت فراوانی است به نحوی که در هر بار تنها یک نفر روی قسمت نقابی یال قرار بگیرد. تحت هیچ شرایطی نباید روی بام نقاب رفت. باید با فاصله قابل ملاحظه ای از محل احتمالی شکسته شدن نقاب حرکت کرد حتی اگر موجب پیاده روی بیشتر شود.
چگونگی عبور از نقاب برفی
اغلب اتفاق می افتد که برای پایین آمدن یا بالا رفتن از محلی باید از نقاب عبور کرد یا آنکه برای پایین آمدن لازم است نقاب از بالا درهم کوبیده شود. از بالا- بعد از بررسی دقیق بالای نقاب از طرفین، باید شکافی در باریکترین قسمت نقاب ایجاد کرد. نفر اول از میان شکاف عبور کرده و در محلی که از پایین و طرفین مطمئن باشد قرار می گیرد و نفرات بعد به همین ترتیب از همان محل عبور می کنند.
از پایین- محلی را که برامدگی نقاب حداقل ضخامت را دارد انتخاب می شود. در موقع کندن سوراخ کمی فاصله گرفت. از آنجا که تشخیص مرکز ثقل نقاب از پایین به سادگی ممکن نیست حفر تونل از میان نقاب و عبور از آن ممکن است باعث درهم ریختن پایه نقاب و ریزش آن شود.
چگونگی حرکت در صورت ریزش نقاب
هرگاه شکستن نقاب باعث افتادن سرگروه شود و نفر بعدی جای پای محکمی نداشته باشد باید نفر دوم بطرف مخالف بپرد و به این ترتیب جان خود و جلودار را نجات دهد.

 درب جانپناه و وظیفه ما:

 انجمن پزشکی کوهستان ایران: جانپناه مکان کوچکی است که در مسیر بعضی از قله ها ساخته می شود تا برای توقف های اضطراری و موقت از آنها استفاده شود.

به تعریف دیگر اینکه جانپناه مکانی است به اندازه یک اتاق کوچک و متوسط در کوهستان که کوهنوردان از آن جهت بیتوته موقت و ضروری استفاده می کنند، این مکان دارای امکانات رفاهی نیست.

اما شاید برای همه ما پیش آید یا پیش آمده باشد که یک بار هم که شده در چنین مکان هایی توقف کرده باشیم، مثلا در شرایط گوناگون برای تعویض لباس، توقف فردی در شرایط خاص، خستگی و ...

بارها شنیده و گفته شده که هنگام خروج از این مکان ها درب آن را ببندید، یعنی آخرین نفرات خود را موظف بدانند که با هر وسیله در دسترس این کار را انجام دهند.

اما آنچه که در مناطق مختلف کوهستانی در البرز در زاگرس و... شاهد آن هستیم به دلایلی این اتفاق بدرستی صورت نمی گیرد.

بنابراین با استفاده نابجا از طرف بعضی ها و ورود برف نمی توان در شرایط خاص بدرستی از آنها استفاده کرد.

با ترویج فرهنگ صحیح استفاده، از داشته های خود مراقبت نماییم.

 جان‌پناه

اتاقکی است در مسیر صعود به قله‌های مهم که در و دیوار و سقف آن از ورقه‌های فولادی ساخته شده و در برابر شدیدترین طوفان‌ها و سخت‌ترین شرایط جوی مقاوم است.

این ویژگی‌ها اما آن نیست که مرا واداشت تا در این باره بنویسم. این اتاقک یادآور شرایط کمون اولیه در جامعه انسانی است! تا زمانی که جایی باقی باشد هر کس حق دارد بی‌اجازه از هیچکس وارد شود و در آن بیاساید. هیچکس هیچ چیزی را کنترل نمی‌کند! هیچ پروتکل و قانونی هم نیست. چقدر آنجا بمانی، کی بخوابی کجا بنشینی و به چه کاری مشغول شوی ... کسی کاری با تو ندارد.

همه انگار از قبل یکدیگر را می‌شناسند. تازه‌واردها به سلام و لبخندی مهمان می‌شوند و آنها که مستقر شده‌اند داشته‌هایشان را به همه تعارف می‌کنند و هر کس هم که بخواهد بی‌تعارف استفاده می‌کند.

هیچکس از نام و نشانت نمی‌پرسد. کوه‌نورد نام مشترک همه است. وقتی که جان‌پناه را ترک می‌گویی انگار از خانه‌ات پای بیرون می‌گذاری در حالی‌که سایر اعضای خانواده آنجا مراقب خانه‌ات هستند، منتظر تا برگردی. وقتی دوباره برگردی همان‌ها که قبلاً بودند آنجا نیستند ولی انگار همان‌هایند با همان شخصیت، همان رفتار و همان ویژگی‌ها!

فضای صحبت و گفتگو گرم است و همیشه حرفی برای گفتن هست، بیشتر از تجربیات کوه و خاطرات کوه‌نوردی. هر بار در این فضا لختی آسوده‌ام نکته‌ای و تجربه‌ای آموخته‌ام و نیز جانی جلا داده‌ام به شوخ‌طبعی کوه‌نوردان شاد.

به گمانم مهمترین ویژگی این خانه‌ی آرام و سرشار از آرامش این است که همه می‌دانند جز برای اندک زمانی کوتاه در آن نمی‌مانند و نیز اینکه همه به یک چیز مشترک عشق می‌ورزند، کوه!

تحلیلی بر فرد گرایی در ورزش کوهنوردی:
 فرد گرایی را به وابستگی به یک شخص یا یک جریان فکری نشات گرفته شده از یک یا تعداد محدودی اندیشه اطلاق می کنیم .اداره و مدیریت مجامع و تشکل های انسانی بدلایلی همچون تعدد کمی و کیفی امورات حال حاضر زندگی بشر نیاز به حضور ، همفکری و جنسیت های گوناگونی از تفکر دارد ، انجام کامل و بی نقص این امور در کلیه جوانب زندگی بشری همواره مورد توجه همگان از جمله مدیران و کارمندان هر مجموعه ای بوده و هست و همین خود دلیلی خوب برای اجتماع تفکری انسان ها در تمامی این مجموعه های انسانی می باشد. جمله معروفی است که می گوید همه چیز را همگان دانند و همگان هنوز نیامده اند. حال یک سوال؟
چرا کوهنوردی با وجود متفکران زیادی در این عرصه دچار بیماری فرد گرایی شده؟

افراد یا به نوعی جریانهای فکری که در کوهنوردی عامل این بیماری می باشند گاها بیش از چند رشته فکری می شوند که در ابتدا بدلیل قدرت و تفکر قوی ای که بر محدوده این چند جریان حاکم است عموما دیگران در آن غرق می شوند و یا دیگر جریان ها خود به خود محو و بی اثر می مانند.
جدید الورود بودن ، نداشتن تفکری ریشه ای برای پیوستن به جمع طبیعت گردان ، نداشتن ریشه ای قوی برای تفکر که ریشه در مذهبی بودن جامعه ایران دارد و همچنین احساس دین کردن به این جریان ها به خاطر لطف هایی که ریشه در تفکری به خاطر زیر دین بردن جوانان دارد (البته از حق هم نگذریم بزرگ منش بودن پیشکسوتان و بزرگان هم بی تا ثیر در این امر نیست) از مهمترین عوامل ایجاد این فردگرایی ها می شود.
در برنامه ها کلیه امور را بدست شخص خاصی سپرده می شود و گروه به هیچ عنوان خود را درگیر مسائلی همچون تعیین خط مشی برنامه و یا رفع مشکلات احتمالی نمی کند. همین امر باعث می شود تا سرپرست اسمی و واقعی دو نفر باشند
این جریان ها خواسته یا ناخواسته دارای قدرتی شده اند که جوانتر ها خواسته یا ناخواسته قدرت تفکر خویش را در رویارویی با ایشان از دست می دهند و سر رشته امور را کاملا به دست آنها می سپارند.
نمونه هایی از این فرد گرایی های پیش پا افتاده مانند :
دوستان و زحمت کشانی در گروه ها و باشگاه ها بوده اند که با رفتن شخص خاصی ایشان نیز حتی پا در آن مجموعه نمی گزارند
اجازه گرفتن برای شرکت کردن در یک دوره یاکلاس
کسب اجازه برای کوه رفتن بدون بعضی بزرگان
حتی برای ساعت حرکت یک برنامه اجازه گرفته می شود.
و نمونه های بسیاری که همگان اگر کمی کلاه خود را قاضی کنند حتما شاهد آن خواهند بود.
مضرات این فرد گرایی هم اکنون در کوهنوردی در سطح شهرستان ها و حتی پایتخت نمایان شده اند مانند زمانی که برنامه ها بدون حضور شخصی و یا بدون پشتیبانی آنان کنسل می شوند و یا هنگامی که قدرت تفکرات سرپرست برنامه ای به دلیل نداشتن تجربه منجر به ایجاد حادثه و یا ناکام ماندن برنامه می شود.
حال زمانی را متصور شوید که این اشخاص را از دست بدهیم : سطح کوهنوردی تا کجا نزول خواهد کرد؟ کوهنوردان باقی مانده به چند دسته و گروه تقسیم خواهند شد؟

منبع: وبلاگ علم کوه

نفروپاتی_دیابتی :

 آسیب به کلیه در اثر دیابت را نفروپاتی دیابتی می‌نامند. شایع‌ترین عامل نارسایی کلیه دیابت است
 
1-آسیب به کلیه در اثر دیابت می‌تواند مدت‌ها پیش از بروز علایم بروز کند.

2- افراد دچار دیابت باید به‌طور منظم از نظر آسیب به کلیه چک شوند.

3- آزمايش‌های بررسی عملکرد و احتمال درگیری کلیه‌ها در بیماری دیابت عبارتند از: اندازه‌گیری پروتئین در ادرار و آزمایش خون برای بررسی عملکرد کلیه

* دیابت یک عامل خطر جدی برای کلیه‌ها است. ۲۰ تا ۴۰ درصد بیماران دچار دیابت ممکن است دچار آسیب کلیوی شوند.

4-در بیماری دیابت عروق خونی کوچک از جمله عروق خونی کلیه‌ها آسیب می‌بیند، درنتیجه کلیه‌ها نمی‌توانند عمل پاکسازی خون را به‌درستی انجام دهند و بدن از آب و نمک بیش از نیاز خود انباشته می‌شود و در نتیجه فرد دچار افزایش وزن و ورم در مچ پا می‌شود.

5-از طرفی دیگر دیابت با تخریب اعصاب بدن از جمله اعصاب مثانه، باعث احتباس ادرار در مثانه و برگشت ادرار از مثانه به کلیه‌ها شده که آن نیز سبب افزایش خطر عفونت در مثانه و کلیه می‌شود.

*اولین علامت آسیب کلیوی دیابت دفع آلبومین در ادرار است.

*8سالی یک بار اندازه‌گیری آلبومین ادرار و معاینه مچ پا و اندازه‌گیری فشار خون در هر ویزیت پزشک، ما را از وضعیت سلامت کلیه‌های شما مطلع می‌سازد.

م اشتهایی در کوهستان و تاثیرات ارتفاع بر فیزیولوژی گوارشی انسان:

انجمن پزشکی کوهستان ایران: تغییرات فیزیولوژیک در ارتفاع باعث کاهش اشتهای ورزشکاران و کاهش وزن آنها می‌شود.

به گزارش ایسنا، کوهنوردانی که زمان زیادی را در ارتفاع بالا می‌گذرانند وزن کم می‌کنند و اشتهای کمتری دارند.
محققان معتقدند که این مساله به دلیل تغییراتی در بدن اتفاق می‌افتد.

این تغییرات برای حفاظت از ارگان‌های مهم بدن در زمان بیماری و آسیب‌دیدگی به وجود می‌آید. معمولا کوهنوردانی که برای چند ماه در ارتفاع بیش از 5 هزار متر یا بیشتر می‌مانند این تغییرات را احساس می‌کنند. محققان فیزیولوژی و علم اعصاب در دانشگاه لندن بررسی‌هایی در این زمینه انجام دادند و نتیجه‌ی این بررسی‌ها در مجله Bioessays منتشر شد.

یکی از محققان در این باره می‌گوید: کوهنوردان تنها چربی بدن را از دست نمی‌دهند، بلکه ماهیچه‌های آنها نیز تحلیل می‌رود. بدن کوهنوردان سلول‌های قرمز خون بیشتری تولید می‌کند، این سلول‌ها اکسیژن‌رسانی بیشتر به بدن می‌کنند. در واقع کوهنوردان هم ورزش می‌کنند و هم با دمای پایین و اکسیژن کم دست و پنچه نرم می‌کنند. انتظار می‌رود در این شرایط اشتهای کوهنوردان بیشتر شود، اما برخلاف تصور آنها کمتر غذا می‌خورند.

ماده‌ای در بدن که در پروسه‌ی نگهداری اکسیژن نقش دارد، کتون نام دارد. کتون چربی بدن را مصرف می‌کند تا برای فعالیت مغز سوخت لازم تولید شود. معمولا میزان زیادی کتون در بدن افرادی که مبتلا به دیابت نوع 1 هستند و افرادی که احساس گرسنگی شدید می‌کنند وجود دارد.

کوهنوردان کمتر غذا می‌خورند و بدنشان کتون بیشتری تولید می‌کند. این پروسه در کسانی که از ناحیه مغز آسیب می‌بینند نیز اتفاق می‌افتد.

 محققان برای رسیدن به این نتایج آزمایش‌هایی بر روی موشها در اتاق‌هایی با فشار کم هوا انجام دادند. تمامی یافته‌های محققان نشان می‌دهد تغییراتی که در بدن کوهنوردان ایجاد می‌شود، ارتباط کمی با کارایی آنها در ارتفاع دارد.


ادامه دارد

نوشتن دیدگاه


تصویر امنیتی
تصویر امنیتی جدید

مترجم سایت

جستجو در سایت

آمار سایت

1115607
بازدید امروزبازدید امروز157
بازدید دیروزبازدید دیروز653
بازدید این هفته بازدید این هفته 9230
بازدید این ماه بازدید این ماه 18980
تعداد کل بازدیدهاتعداد کل بازدیدها1115607